|
|
|
|
|
|
|
|
|
|

مصاحبه با شهرزاد اصولي / روزنامه شرق / سه شنبه 29 دي 1383
شهرزاد اصولي نقاشي را در هنرستان هنرهاي زيباي دختران ايران (بهزاد) فرا گرفت و پس از اخذ
مدرك كارشناسي در دانشكده هنرهاي تزئيني در رشته نقاشي به كشور كانادا رفت و سالها در آن كشور
مشغول به تدريس بود تا اين كه به ايران بازگشت و شهري را كه در آن بزرگ شده بود براي زندگي
برگزيد. او اينك در شهر زنجان گروهي از بانوان تشكيل داده و خود عهده دار تدريس آنها است. هفده
نمايشگاه خارجي و داخلي حاصل كار گروهي او به همراه ديگر اعضاي گروه دنا است و پنج نمايشگاه
انفرادي را در نقاط مختلف ايران و جهان برپا كرده است. در نمايشگاهي كه به عنوان “سرزمين پدري”
برپا كرده بود با او به صحبت مي نشينيم. نيم قرني از زندگي اش مي گذرد اما همچنان با شور و نشاط
حرف مي زند، در كلاس درس حاضر مي شود و با بچه هاي كلاس سرو كله مي زند. انگار همان دختر
سي سال پيش است كه از هنرستان هنرهاي زيباي دختران ايران (بهزاد) فارغ التحصيل شد و در دانشكده
هنرهاي تزئيني در رشته نقاشي موفق به اخذ مدرك كارشناسي شد. شهرزاد اصولي از چهره هاي جهاني
نقاشي است كه اينك در شهر كوچك زنجان مشغول تدريس است. او عاشق شاگردانش است و مي گويد:”تا
زماني كه اميد و نگاه مهربانانه به جوانان باشد، همه چيز دزست مي شود.” در طول مصاحبه هرگاه كه
حرف به كلاس ها و شاگردانش مي رسيد چنان با شور سخن مي گفت كه تو گويي الان در كلاس درس
مشغول تدريس است. هفده نمايشگاه داخلي و خارجي حاصل كار گروهي او به همراه ديگر اعضاي گروه
دنا است و پنج نمايشگاه انفرادي را در نقاط مختلف ايران و جهان برپا كرده است. او پس از سال ها
زندگي و تدريس در كانادا به ايران بازگشت و زنجان شهري كه در آن قد كشيده بود را براي ادمه زندگي
و كار برگزيد. حالا شهرزاد اصولي خود را در شاگردانش مي بيند و مي گويد: آنها خود من هستند. وقتي
به خانه اش براي مصاحبه رفتم چقدر دوست داشتم به او بگويم زن من عاشق كويري شده ام كه به واسطه
تو آن را لمس كردم.
،خانم اصولي شما در كانادا پس از پايان تحصيلات آكادميك به تصويرگري كتاب كودكان روي آورديد
انتخاب اين بخش از نقاشي اتفاقي بود يا دليل خاصي داشت؟
براي من هميشه بحث دنياي كودكان و كارهايشان خيلي جالب بود. در كانادا موقعيتي پيش آمد كه توانستم مدتي
را به تصوير گري كتاب كودكان بپردازم. سبك نقاشي من براي كودكان مينياتوري بود و اين سبك نقاشي براي كودكان براي آنها جالب بود
اما وقتي كه به ايران آمديد اين كار را دنبال نكرديد
بله. از وقتي به ايران برگشتم ديگر در آن رشته فعاليت نكردم چون اين رشته در ايران بستگي به كار گروهي و
خيلي مسائي ديگر دارد كه براي من سخت بود و به همين جهت پرونده اش در همان جا بسته شد و فكر كردم تدريس هنر و پرداختن به نقاشي خودم در ايران بهتر است و اين شد كه از آن كار خيلي دور شدم. من در
حال حاضر ب بچه ها كار مي كنم بر اين اساس تصويرگري هاي كتاب قصه كودكان را خيلي مرور مي كنم و فكر مي كنم كارها خيلي خوب شده است. در تصويرگري كتاب كودك، امروزه كارهاي جديد و جالبي
انجام مي دهند و به خصوص كاري كه عده اي بر روي شهنامه انجام مي دهند كه براي من تكنيكش خيلي جالب بود. ولي با تمام اين مزايا فكر مي كنم هنوز در كار تدريس نقاشي بچه ها خيلي پيشرفته نيستم.
منظورتان را متوجه نمي شوم
ببينيد خود من الان در زنجان كاري را شروع كرده ام ما داريم سعي مي كنيم قصه هاي مخصوص اين منطقه
را جمع كنيم، قصه هايي كه فقط مخصوص اين منطقه است و الان چند قصه را بچه ها فراهم كرده اند. من مي خواهم كار تصويرگري را خور اين بچه ها انجام دهند. اما صحبت من سر شيوه كار با بچه ها است،
هنوز اعتقاد دارم به راه جالبي نرسيده ايم چون بچه ها خيلي استعدادهاي بكر و سالم و دست نخورده اي دارند كه اگر بتوانيم درست هدايت شان كنيم به خصوص در زمينه كتاب قصه مي توانيم از وجود خودشان خيلي استفاده كنيم
صحبت از كودكان كه مي شود من ياد سال هاي دوري مي افتم كه فقط از آن سال ها خاطراتي را شنيده
ام كه بزرگترها برايم تعريف مي كنند و وقتي شرايط آن روز زنجان را طبق تعارفي كه شنيده ام براي خود مجسم مي كنم،
به نظر مي آيد آشنايي با هنرستان هنرهاي زيبا كار ساده اي نبوده و همچنين ادامه تحصيل در اين هنرستان.
البته من در تهران متولد شده ام كه به همراه خانواده ام به زنجان آمديم. وقتي من دبيرستان را تمام كردم دوباره
به تهران كوچ كرديم و خاله من كه در دوره نقاشاني مثل آرام و تناولي بود جزء آنهايي بود كه موجب
شده بودند اولين هنرستان در تهران ايجاد شود. از طريق او با نقاشي آشنا شدم و در خانواده ما خواهر و مادرم هم بودند. چون خاله ام به هنرستان رفت من هم ترجيح دادم كه رشته ام هنر باشد.
از آنجا به كانادا رفتيد و تحصيلات آكادميك خود را ادامه داديد اما باز هم پس از چند سال زندگي به
زنجان اين شهر كوچك بازگشتيد در حالي كه شما در اين مدت توانسته ايد به يكي از چهره هاي جهاني در نقاشي تبديل شويد چه چيزي است كه شما را پاي بند كرده است؟
زنجان اين شهر كوچك بازگشتيد در حالي كه شما در اين مدت توانسته ايد به يكي از چهره هاي جهاني در نقاشي تبديل شويد چه چيزي است كه شما را پاي بند كرده است؟
نمي خواهم اين حرفم حالت شعاري پيدا كند ولي عشق به اينجا، با وجود اينكه من تا ده سالگي اينجا بودم ولي
هميشه ريشه خودم را در اينجا غني تر از هر جاي ديگر ديده ام و بعد احساس كردم كه خب من هم اگر در اين فضا رشد مي كردم، اگر در زمان من يك دري به روي من باز مي شد تا چه حد مي توانست زندگي مرا
دگرگون كند. تمام شاگردانم را عاشقانه دوست دارم و از اينكه دوباره به زنجان كوچ كرده ام اصلا پشيمان نيستم بلكه خيلي خوشحالم. احساسي كه اين بچه ها به من مي دهند اصلا قابل مقايسه با تهران نيست
چون من سال ها در تهران تدريس كرده ام. ايم بچه ها بكر، سالم و مهربان هستند و در واقع خود من هستند يعني مي شود گفت كه جدا از من نيستند و به جز آدم هايش، روحش، درختش، خاكش، همه اش را
عاشقانه دوست دارم.
من سالها در كانادا زندگي كرده ام ولي لذتي را كه از اينجا مي برم هرگز از كانادا نبرده ام واقعا همه چيزش را
عاشقانه دوست دارم. بازارش، را آدمهايش را، حمال هايش را، جوان هايش را، همه چيزش را.
اما خيلي ها معتقدند در جاهاي كوچك نه مي شود كار كرد، نه استداد هست . نه جاي پيشرفت
من به اين موضوع معتقد نيستم. ببينيد من عضو گروه دنا هستم كه دوازده نفر از خانم هاي نقاش معاصر از
جمله خواهرم فرح اصولي، فريده لاشايي، شهلا حبيبي و… از سه نسل متفاوت كه نسل ما شروع مي شود در آن فعاليت مي كنند. خود من ارتباطم را با نقاشي ام در زنجان قطع نكردم. من براي هدف خاصي به
اينجا آمده ام. به نظر من امكانات هنر در اينجا براي جوانان پايين است. شايد علت اين كه بعد از سي سال به زنجان برگشتم همين بود كه اينجا روش تدريس درست نيست ولي اينكه بچه هاي شهرستان استعداد ندارند با
اين كاملا مخالف هستم چون در مدت دو سالي كه اينجا با بچه ها كار كرده ام احساس مي كنم خيلي پيشرفت كرده اند. البته فقط من با گروه خانم ها كار مي كنم و خانم ها را تعليم مي دهم. اين بچه ها توانسته اند
چهار نمايشگاه در جاهاي مختلف ايران برگزار كنند كه اين ناشي از علاقه و انگيزه بچه ها است. اينجا به لحظ استعداد مشكلي نيست. نمي توانيم بگوييم كه اينجا استعداد بيشتر است يا كمتر. حداقل اين را بگويم كه
انگيزه بچه هاي شهرستان بيشتر است و اگر آموزش مناسبي ببيندد مي توانند شكوفا شوند. منتها بعد از آن ديگر بستگي به سعي و تلاش خودشان دارد
شنيده ايم كلاسهاي شما اصلا حالت يك كلاس درس را ندارد، درواقع اصلا خشك و بي حال نيست و رابطه
دوستي جايگزين رابطه شاگرد و استادي شده است، چرا به اين سبك كلاس داري معتقديد و آيا نتيجه مثبتي براي شما و شاگردانتان در بر داشته است؟
ببينيد، من فكر مي كنم كه اگر خودم در اين موقعيت بودم از اين جئر استاد خشك خوشم مي آمد يا از آن كه مرا آزاد مي گذاشت. الان كليد آتليه ام را بچه ها دارند به آنها مي گويم هر وقت كه دوست داريد، احساس
نياز مي كنيد، غمگين مي شويد، كسي سر شما داد مي زند، مي خواهيد به كسي خشم كنيد يا مي خواهيد گوشه اي گريه كنيد به جاي همه اينها به آتليه برويد و آنجا براي خودتان كار كنيد، آنجا در واقع خانه آنهاست
.براي خود من كه اين گونه است. من وقتي آتليه مي روم، احساس مي كنم يك سري بچه آنجا دارم هركسي هم كار خودش را مي كند، براي خودشان چايي درست مي كنند، با صداقت كامل و مهرباني آنجا ا تميز مي كنند
و بيشتر از من مراقب آنجا هستند، خب چه حسي برتر از اين؟ من در كنار آنها احساس امنيت مي كنم و آنها در كنار من. بايد قبول كرد كه فضاي اينجا از تهران بسته تر است و من دلم مي خواهد علاوه بر اينكه براي
بچه ها كارهاي هنري و روحي – رواني مي كنم تا حد امكان محيط را برايشان باز كنم، خشم شان زا و اعتراض شان را مي بينم و به اين نتيجه رسيده ام كه بچه ها با هنر مي توانند احساساتشان را آرام تر كنند. بچه
ها حتي ناهارشان را مي آورند و تا شب كار مي كنند و اينجا كسي به خاطر زيادي كار كردن توبيخ نمي شود بلكه تشويق هم مي شوند. هميشه به آنها مي گويم، اينجا خانه دوم شما است و خيلي نتيجه مثبت و عالي از اين كار گرفته ام
وقتي از كلاسهايتان صحبت مي كنيد،ؤ چنان شوري داريد كه احساس مي كنم الان در كلاس هستيد
، شما در كلاس به جز نقاشي به بچه ها آموزش هاي ديگر هم مي دهيد؟
ما تاريخ هنر را با بچه ها مرور مي كنيم، در مورد موسيقي حرف مي زنيم و از نظر روحي و رواني هم با بچه ها كار مي كنيم. اوايل مي ديدم موزيكي كه بچه ها مي آورند از نظر من موزيك جالبي نيست. به آنها
توضيح مي دادم كه اگر موزيك اصيل ايراني و موزيك كلاسيك گوش كنيد چه احساسي به شما دست مي دهد و همه اينها را به آرامي توضيح مي دادم نه با خشونت، چون معتقدم روش خشونت هميشه اثر گذار نيست.
خب بايد تفهيم شود، اگر تو شجريان گوش دهي تاثير خيلي بهتري بر روي نقاشي تو مي گذارد تا اينكه هايده گوش كني و اينها كم كم درك مي كنند.با خانم ليلا خواصي كه روانكاو هستند هفته اي يك روز جلسات آزاد
داريم كه هر كس دلش مي خواهد شركت مي كند. من به عنوان يك هنرمند و ايشان به عنوان يك روانكاو رابطه بين روان و هنر را جست و جو مي كنيم. سعي مي كنيم مسائل شخصي نشود و مي خواهم ببينم با اين
هنر چه كاري مي توانيم انجام دهيم كه روح بچه ها را آرام تر كنيم، به آنها اميد به زندگي دهيم به آنها ياد مي دهيم كه بتوانند صحبت كنند چون به هر حال در اين محيط حتي اگرشما فقط ساختار خانواده را هم در نظر
بگيريد بچه ها براي صحبت كردن و ابراز عقايد مشكل دارند. برنامه سفر كاري براي بچه ها ترتيب مي دهيم. الان اروميه ما را دعوت كرده است و چون اينها اولين گروه بانوان استان هستند براي خودشان اعتباري
كسب مي كنند. خانم دانشمندي كه از طرف علوم پايه به زنجان دعوت شده بود، نمايشگاه اين بچه ها را كه ديد، گفت من حاضرم از طريق ارگان دانشجويي براي اينها در آلمان نمايشگاه بگذارم و چند نفرشان را به
آلمان دعوت كنم و اين بدان علت نيست كه چون گروه شهرستاني هستند به اينها بها داده مي شود، اعتقاد دارند كارشان در حد زماني كه كار كرده اند خوب است. در اروميه و كردستان نمايشگاه داشته ايم و خرداد ماه در تهران نمايشگاه داريم
براي سفر خانواده ها مخلفت نمي كنند؟
اوايل قانع كردن پدر و مادرها براي بردن به سفر كمي مشكل بود ولي كم كم اين مشكلات اين مشكلات حل شد
چون صد در صد به من اعتقاد پيدا كرده اند و مي گويند ما بچه خود را به تو سپرده ايم. اوايل كه مي آمدند، مي ترسيدند و براي من جاي تعجب بود كه دختر 23،24 ساله نمي تواند به دور از پدر و مادر جايي
برود. الان خيلي راحت در مورد نقاشي هايشان صحبت مي كنند و خودشان هستند. به هر صورت فكر مي كنم گام كوچكي در اين شهر برداشته ام و ذره اي فضا براي بانوان جوان زنجان باز كرده ام.
خانم اصولي من فكر مي كنم كه شما يك فمينيست به تمام معنا هستيد چرا كه فقط با گروهي كه همه زن هستند همكاري مي كنيد.
باور كنيد اين طور نيست. خيلي وقت ها آقايان به من زنگ مي زنند كه خانم اصولي شما فمينيست هستيد و خود را معرفي نمي كنيد. مي گويم نه اگر كمي منصف باشيم، مي بينيم كه موقعين زنان خصوصا در
شهرستان ها كمتر از آقايان است. خب من هم وقت زيادي ندارم. نصف هفته براي تدريس است نصف هفته هم براي نقاشي هايم. من سالي دو يا سه بار براي نمايشگاه به خارج از ايران مي روم كه اگر قرار باشد
نقاشي نكشم تمام ارتباطم قطع مي شود خب من چگونه مي توانم به اين بچه ها كمك كنم. من بايد به دنياي ديگر بروم با هنر دنياي ديگر جلو بروم و به عنوان يك نقاش حرفه اي خودم در آن سطح كار نگهدارم. در واقع
وقت محدودي دارم و ترجيح دادم آن وقت را براي خانم ها اختصاص دهم چون احساس مي كنم در شهرستان ها موقعيت برايشان سخت تر از آقايان است. حالا اگر وقت اضافي داشته باشم حتما براي آقايان هم تدريس مي كنم.
شاگردانتان هم ملزم هستند كه به سبك رئاليسم نقاشي كنند يعني سبكي كه خود به آن مي پردازيد؟
نه، اصلا. من اصول و پايه را با اينها كار مي كنم، خيلي ها مي گويند اصلا اصول و پايه به چه درد مي خورد ولي من خيلي به اين امر معتقد هستم. ما اول روي اصول و پايه گرافيك كار مي كنيم، بچه ها با سبك ها،
علائم و تاريخ هنر آشنا مي شوند، زندگي نامه يك نقاش را مي خوانند، تجزيه و تحليل مي كنند و بعد برداشت خودشان را از آن تعريف مي كنند، هم در هنر ايران و هم در هنر جهان. بعد كه بچه ها را شناختند مي
گويم: حالا ببينيد كدام يك از اينها به زبان و احساس شما نزديك تر است و در آن جهت هدايت شان مي كنم. اگر قرار باشد هر چيزي را كه من مي گويم انجام دهند در واقع يك سري استعداد بكر را از بين برده ام.
آنها آدم هاي ديگري هستند و من در جهت استعداد، خلاقيت و روحيه خودشان كمك مي كنم تا راهشان را پيدا كنند.
و اگر سبك نقاشي شاگردانتان با شما متفاوت باشد از اين سك ها لذت مي بريد؟
خيلي. من از هر سبكي اگر مبتذل نباشد خيلي لذت مي برم. بچه ها الان موظف هستند آثار نقاشان بزرگ را كپي كنند و حتما بايد كپي را در حد خيلي خوب انجام دهند. باور كنيد وقتي اينها كپي مي كنند من قلبم را مي
گيرم و مي گويم بگذار من از يك جا قلم بزنم چون لذتي در اين كار هست كه …
من ديگر نمي توانم برگردم و دائم آن سبك ها را كپي كنم چون وقتم به من اين اجازه را نمي دهد. از سبك هاي
ديگر بسيار لذت مي برم و وقتي بچه ها نشسته اند و كار مي كنند، انگار خود من كار مي كنم.
برايم جالب است كه كمي هم در مورد گروه دنا صحبت كنيم و اين فكر تاسيس اين گروه از كجا نشات گرفت و چرا سه نسل متفاوت؟
اولين فكرش، فكر خواهر من فرح بود. ايشان فكر كردند كه من و ايشان و يكي از دوستانشان خانم گيزلا – كه جاري هستند و سال ها است كه در ايران زندگي مي كنند گروهي سه نفره تشكيل دهيم. بعد ها قرار شد كه
گروهي بزرگتر باشد و فكر كرديم اگر از سه نسل باشد با سه ديدگاه و سه دنياي متفاوت بهتر است. انتخاب نقاشان هم به اين شكل بودكه هر كسي سبك جداگانه اي داشته باشد. مثلا تفاوت سبك من با خواهرم خيلي
زياد است يا كسي كه انتزاعي كار مي كند با من، در واقع نكه دو نسل عقب تر از من است ديدگاهش، جهان بيني اش و همه چيزش به زندگي يك جور ديگر است. مجموعه را اين گونه شكل داديم و خيلي به طور
جدي فعاليت مي كنيم. همين چند ماه پيش به كشور چين دعوت شديم كه من و يكي از هم گروهي هامان رفتيم. دائم در حال برقراري ارتباط هستيم و خيلي هم از گروه مان استقبال مي شود. به رغم اينكه خانم هستيم
ولي مي رويم و خيلي از نمايشگاه هايمان راضي هستيم و با آنها تبادل نظر هم داريم مثلا ما به كشور فنلاند رفتيم و از آنها دعوت كرديم كه به ايران بيايند من سعي مي كنم و در كردستان هم گفتم كه اگر بتوانم
گروهي آماده كنم و به زنجان بيايند كار ي را كه ما با گروهمان(دنا) در خارج از ايران انجام مي دهيم با اين بچه ها در دور ايران انجام دهيم.
در اين مدت كه با گروه دنا همكاري كرده ايد و سه نسل متفاوت را در آنجا ديده ايد چه تفاوتهايي بين نسل اول و سوم و حتي نسل دوم مي بينيد؟
تفاوت خيلي زياد است شايد بر اثر تجربه و سنمان است كه من اين گونه مي گويم، من فكر مي كنم ما آرام تر هستيم، آدم هايي هستيم كه خشم مان به دنيا كمتر است و با مهرباني خيلي چيزها را مي بينيم. به نظر من نسل
آخري كه ما الان با آنها كار ميكنيم عاصي ترند، مشكلات بيشتري دارند و شايد اينها به خاطر لازمه سن شان است. در كارهايشان هم همين احساس وجود دارد. كارهاي دنا نمايانگر حرفهاي است.
من احساس مي كنم در نقاشي هاي خود شما اين خشم و عصيان هست حالا شايد كمي نرم تر نشان مي
دهيد، همه نقاشي هاي شما تك درخت زمخت روييده در كوير است به نظر مي رسد لطافت جنگل سرسبز بيشتر از آن تك درخت باشد.
به نظر من كوير خيلي مهربان و زيبا است من كوير را آنگونه نمي بينم. من بار اول كه به كوير رفتم آن احساسي را كه داشتم نبود، خشن و هولناك نبود. كوير خيلي مهربان است، همه جايش خاك است و همه اش شن
هاي موج دار زيباست همان يك درخت خشم نيست، چكيده همه زيباييها است. يك درختي كه در آن بيابان خالي تا حد زيبا و نرم ايستاده است به نظر من خشم نيست.

عرض مخصوص / موج بيداري / پنج شنبه 14 مهر 1384
اينجا زنجان است صداي موج بيداري
آسمان هنر استان زنجان را ستاره هاي بسياري در برگرفته، ستاره هايي چون
سيد رضا ميركريمي كه مي توان همه جا سينه جلو داد و با افتخار گفت كه او زنجاني است. همچنين بانوان فرهيخته و ارزشمندي در دامان اين استان
پروريده شده كه در سرتاسر كشور و بسياري كشورهاي ديگر فعاليت هنري آنها مايه فخر مي باشد.اين بار براي نمونه بانوي هنرمندي را در نظر داريم
كه در ميان خانواده اي هنرمند رشد يافته است. خانم شهرزاد اصولي را كمتر كسي است كه نشناسد. نمايشگاههاي نقاش او به كرات در سطح كشوربرگزار
شده آثار وي بيشتر از داخل و خارج مورد بحث و گفتگو است. بحث نقاشي، بحث هميشگي در خانواده اصولي بوده است. خماهرش فرح اصولي نيز از هنرمندان
بنام كشور است. برادرش سعيد اصولي كه در حال حاضر مسئول فرهنگسراي امام (ره) مي باشد از طراحان برجسته گليم و قالي است. شهرزاد اصولي
هنرستان هنرهاي زيباي تهران را تمام كرده مدرك ليسانس خود را از دانشگاه هنر گرفت و دوره تصويرگري كتاب كودك را در خارج از كشور
گذراند. ده سال نيز از زندگي هنريش را در كانادا سپري نمود. در بازگشت از كانادا با همراهي تني چند از دوستانش گروهي هنري بنام دنا را
پايه گذاري نمود تا به آموزش و گسترش هنر نقاشي بپردازد. اين بانوي هنري حدود 20 نمايشگاه نقاشي در خارج از ايران و 5 نمايشگاه در داخل ايران
برگزار نموده. روم، فنلاند، پروژه بلژيك، فرانسه، ايتاليا، سوئيس، هلند و اسپانيا نظاره كرده اند. او هنوز قدرتمند و با علاقه انديشه هاي
بسياري در سر دارد. از جمله راه اندازي كارگاه ويژه معلولين و نابينايان، كار با زنان زنداني و كشيدن هنر نقاشي به درون روستائيان و
كار با زنان روستايي. حضور اين بانوي هنرمند را در ميان خود گرامي مي داريم و زحماتش را ارج مي نهيم. باشد تا پشتكار، علاقه مند بر تحصيلات
آكادميك او سرلوحه اي باشد براي جوانان علاقه مند به هنر.

مصاحبه/ مجله جوانان/ دوشنبه 5 اسفند 1381
شهرزاد اصولي نقاش خوب كشور:
هنر، دردهاي روحي انسان را التيام مي بخشد
چندي پيش نمايشگاه گروهي نقاشي با عنوان “روياي سبز” در فرهنگسراي ابن
سينا (قانون) برگزار شد كه مورد توجه علاقمندان اين هنر قرار گرفت. در اين نمايشگاه آثاري از خانم شهرزاد اصولي و جمعي از شاگردان وي به نمايش
گذاشته شد. جالب اينكه تمام آثار اين نمايشگاه از خانم هنرمندي بود كه نقاشي را با عشق و علاقه پي مي گيرند. اصولي، از نقاشان خوب كشور محسوب مي
شود كه تا كنون نمايشگاههاي زيادي در داخل و خارج كشور برگزار كرده است.
غير از خانم اصولي آثار اين خانم ها نيز در نمايشگاه مورد بازديد علاقمندان قرار گرفت، فرزانه ارفعي، فائزه افجعه نيا، روژين ايازپور،
آزاده باقريان، سميه جزايري، گلي سنگانيان، طاهره شعار، تينا فرهنگي، ناهيد لاهوتي، الهه لاهوتي، شهره لايق و سيمين مهاجر.
گفتگويي با خانم شهرزاد اصولي ترتيب داده ايم كه بدون شك مورد توجه شما خوانندگان هنردوست قرار خواهد گرفت
مختصري از بيوگرافي خودتان را بفرماييد
اهل زنجانم تحصيلاتم نقاشي را در هنرستان هنرهاي زيبا و سپس دانشكده هنرهاي تزئيني تهران به پايان برده ام و دوره تصويرگري و نقاشي كودكان را
نيز در تورنتو كانادا گذرانده ام. بيش از سي سال است نقاشي مي كنم. عضو انجمن نقاشان ايران و كانادا هستم و از زمان تشكيل گروه “دنا” كه از
دوازده بانوي نقاش ايراني تشكيل مي شود، عضو ثابت و پايه گذار اين گروه بوده ام
.
چه شد سرا غ نقاشي رفتيد؟
بسياري از بانوان خانواده من اهل نقاشي هستند و من هم از كودكي به دنبال آنان به اين راه رفته ام
مشوق شما در اين عرصه چه كساني بودند؟
مادرم مشوق اصلي من در اين راه بوده و سپس خاله و خواهرم (فرح اصولي) كه هر دو نقاشند
در نقاشي چه چيزي را جستجو مي كنيد؟
نقاشي وسيله اي است براي من براي بيان عميق ترين احساساتم كه در كلام نمي گنجد
سبك آثارتان بيشتر در چه زمينه اي است؟
در نقاشي نگاهي ويژه به طبيعت دارم كه شايد بشود آن را به سبك “انتزاعي/فيگوراتيو” ناميد.د
چند وقت است كه به تدريس اشتغال داريد؟
از سال 1354 مشغول تدريس نقاشي هستم
چند صباحي است كه به نقاشي توجه خاصي مي شود، به ويژه از سوي خانمها، چرا چنين است؟
هنر آرامش بخش است و دردهاي روحي انسان را التيام مي بخشد. به نظر مي رسد
در زمانه ما اين نقش هنر و از جمله نقاشي شاخص تر شده و به ويژه براي خانمها ارزش خاصي پيدا كرده است تا با استفاده از آن احساسات دروني خود را بيان كنند
از نمايشگاه هايي كه برگزار كرده ايد بگوييد
> تا كنون 9 نمايشگاه انفرادي و بيش از 30 نمايشگاه گروهي در داخل و خارج از كشور داشته ام. در ايران علاوه بر تهران، در زنجان و اصفهان و
رفسنجان نمايشگاه داشته ام و در سالهاي اخير همراه گروه دنا آثارمان را به بسياري از كشورها از جله ايتاليا، اسپانيا، هلند، فنلاند، مجارستان،
عمان، سويس برده ايم و بخصوص نمايشگاه هاي اخيرمان در مقر اروپايي سازمان ملل (ژنو) و محل پارلمان اروپا (بروكسل) انعكاس وسيع و قابل توجهي در داخل و خارج داشته است
يك نقاش چگونه مي تواند همسو و همراه اهداف فرهنگي . هنري جامعه اش حركت كند؟
با خلق آثار در خور و اشاعه هنر از طريق تدريس بخصوص براي جوانها يك نقاش
مي تواند همراه و همسو اهداف فرهنگي . هنري و حتي اجتماعي مردم جامعه حركت كند. فراموش نكنيد كه اشاعه هنر در بين جوانان مي تواند آنان را از
خطرات بسياري كه سر راهشان قرار دارد دور سازد
مي توان به نقاشي به عنوان يك شغل نگاه كرد؟
بله. صد در صد مي شود به نقاشي به عنوان يك شغل نگاه كرد. اگر جدي باشي مي تواني از نظر مالي نيز به آن تكيه كني و در آمد هم داشته باشي.
از نمايشگاه گروهي شاگردانتان در فرهنگسراي قانون بگوييد.
نمايشگاهي كه به همراه شاگردانم در فرهنگسراي قانون برگزار كرديم، حاصل
مدتها تلاش و كار دسته جمعي بود. من به آموزش طراحي و پايه و اساس كار در نقاشي بسيار اعتقاد دارم تا پس از آن بتوانم با توجه به استعداد و
توانايي هاي هر يك به صورت شخصي راهنمايي شان كنم تا راه خود را پيدا كنند. در اين نمايشگاه ديديد كه هر يك از آنان مستقل به راه خود مي
روند و كارشان شباهتي به كارهاي من ندارد.
پس از اتمام يك اثر، چه حسي به شما دست مي دهد؟
پايان هر اثر اگر خوب از آب در آمده باشد، احساسي فوق العاده زيبا و كمي هم تلخ به همراه دارد.
به جواناني كه عاشق نقاشي هستند، چه توصيه اي داريد؟
به جواناني كه عاشق نقاشي هستند توصيه مي كنم كه كار هنر را جدي دنبال
كنند. تداوم و شكيبايي و زحمت همراه با استعداد ذاتي از شما هنرمنداني خوب مي سازد. روح خود را در اختيار هنر بگذاريدكه حاصل آن آرامش است.
هنر يعني نگاه از پنجره اي زيبا به سوي زندگي.
نقاشي ايران چه جايگاهي در نقاشي معاصر جهان دارد؟
با تلاش هايي كه صورت مي گيرد، اميدوارم نقاشي ايران بتواند جايگاه درست و واقعي خود را در جهان پيدا كند. بخصوص فعاليت ما در گروه دنا كه
با استقبال در سراسر جهان متوجه شده. چنين اميدي را در دلهاي ما بارور كرده است

تجسم7 / گفتگو با هنرمندان استان زنجان / بخش مصاحبه با داوران / 11 شهريور 1384
سركار خانم شهرزاد اصولي رئيس هيئات داوران
مرحله اول رشد هنر تربيت اساتيد و معلمين صاحب نظر و خلاق است تا بتوانند
هنرمنداني شايسته مطرح شدن در سطوح ملي و بين المللي پرورش دهند مرحله دوم سرمايه گذاري و حمايت از هنرمندان جوان و با استعداد استان مي باشد
تا بتوانند آثار خود را در نمايشگاه هاي گوناگون در معرض قضاوت هنردوستان قرار دهد و از اين طريق به مجامع بين المللي هنري نيز راه
يابند. البته براي حضور در سطوح ملي و بين المللي، هنرمند علاوه بر استعداد و خلاقيت هاي ويژه هنري ديگري همانند مطالعه در زمينه هاي
اجتماعي و فرهنگي و آشنايي با يك زبان خارجي بين المللي نيازمند است
.